روزهای امیر مهدی

سلام پسر قشنگم مست و ملنگم روزت مبارک عزیز دلم هر چند امروز روز کودک و شما نوزادی ولی خوب روزت مبارک
روز همه بچه های دوستای وبلاگیمون هم مبارک از همنیجا بهشون تبریک میگم
عزیزم میخوام از این روزا برات بگم هفته پیش بخاطر خونه تکونی مامان بزرگت رفتیم خونه ما بچون بابایی دلش پیاده روی میخواست منم بغلت کردم و بابایی وسایلا رو گرفت بین راه خسته شدم رفتیم کافی شاپ و یه بستنی زدیم به رگ
شمام خواب بودی ولی تو کافی شاپ بیدار شدی و بابایی تند تند ازت عکس گرفت البته با موهای ژولیده پولیده 
اینم عکسات


بین راه یکی از دوستام منو دید کلی ازت خوشش اومد 
صبح چهار شنبه رو پیش مامان من بودی خدا رو شکر پسر خوبی بودی و تا صبح خوابیدی و اذیت نکردی بعد از اینکه خونه تکونی مامان بزرگت تموم شد ما برگشتیم شنبه این هفته دعا عرفه بود و من تا غروب نتونستم ببینمت همشم دلم پیشت بود با مامانم اینا رفتیم مراسم دعای عرفه اونجا برا تو و بابایی کلی دعا کردم برا دوستای عزیزمون که میان وبلاگ بهمون سر میزنن هم دعا کردم . دعا کردم مامانایی که دلشون بچه میخواد خدا بهشون این نعمت رو بده غروب برگشتم پیشت بابایی رفته بود بیرون زنگ زدم دایی مجتبی بیاد دنبالمون چون یکشنبه تعطیل بود تا دایی اومد بابا هم برگشت وسایلتو جمع کردیم و دایی منو برد خونه مامانم اون شب هم پسر خیلی خوبی بودی و تا صبح خوابیدی صبح پر انرژی بیدار شدی و شاد بودی ظهر بابایی هم اومد اونجا ناهار خوردیم و بعد از ناهار بالاخره تو رو بردیم خونه خودمون اونجا هم چون خیلی ساکت بود کلا خواب بودی تا شب اونجا بودیم شب برگشتیم خونه مامان بزرگت از کارای قشنگت بگم عزیزم خیلی وقته که آخو آخو میگی مامان بزرگت میگه خیلی زوده برات الهی من دورت برگردم
مدتیه دستاتو تو دهنت میزاری و مک میزنی که ازت عکس گرفتم اینم عکسات




لابد دستات خیلی خوش مزن یکی دو بار هم غلط زدی
باور کن این کارا خیلی برات زوده پسری از این کارا نکن مامانت سکته میزنه از خوشحالی
الهی که قربونت بشم
حموم رفتنو که خیلی دوست داری وقتی مامان بزرگت حموم میبردت اینقدر خوشت میاد که نگو اصلا هم گریه نمیکنی قربونت بشم اینقدر با هوشی اینم عکس حمومت



بعد از حموم خوابت میاد و نمیزاری لباساتو عوض کنیم دلت میخواد همونجور بخوابی 
راستی عزیزم یه پستونک جدید برات گرفتیم که دقیقا همون مدل قبلیه فقط دستش سفیده ولی چه رازیه که ازش خوشت نمیاد رو نمیدونم بعد از چند تا مک زدن با زبون دور میندازی قیافتو یه جوری میکنی انگار حالت بد میشه میخوای بالا بیاری 
اینم چند تا عکس از پسری خوشگل من وقتی پستونک از دهنش می ا فته









روزهای امیر مهدی 



